تبليغاتX

بیوگرافی خوانندگان پاپ
 

بیوگرافی خوانندگان پاپ

 

 

 

 

درباره وبلاگ

اگر پرواز را از پرستو ها بگيريم ديگر ناي ماندن ندارند اگر آبي بي کران درياي محبت را از ماهي هاي کوچک قلبمان بگيريم به پايان ميرسند واگر روزگاري تو را از من بگيرند ساده ميميرم همين و بس


وضعیت من در یاهو


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


دوستان

شهر قصه های من (حامد)

i love you (اسماعیل)

تا همیشه هستم (شاعر دیوانه)

بهار عشق (نینا )

مسافری عاشق و تنها در سرزمینی دور (پویا)

غمزده ی عشق (نیما)

تقدیم به همه ی دوستان (سعید)

نایت موزیک (محمد)

دل شکسته (امیر)

دختر ایرونی (نگار)

غروب آشنایی (علی)

جوک های فارسی ( فانوس )

حرف های دل یه آدم که از عشق..... (آواره )


نوشته های پیشین

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385






Powered by WebGozar

طراح قالب


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

محسن یگانه

 سلام دوستای گلم  ببخشید که یه مدت نتونستم بنویسم نمی دونم چرا دیگه حوصله وبلاگو ندارم .از همه  دوستانی که اومدن و نظر دادن ممنونم 

با عرض معذرت تا یه مدت ترانه برا دانلود نمی ذارم چون فکر میکنم اکثرا ترانه ها رو دارن پس احتیاجی نیست مگه نه؟

محسن يگانه اين گونه سخن ميگويد:

به نام او...
من محسن يگانه هستم.متولد 23/2/؟؟13 هستم.كار موسيقي رو به صورت حرفه اي از سال 79 با نواختن گيتار شروع كردم.اما در همون ابتداي كار وقتي با سختي هاي اين كار روبرو شدم براي مدتي قصد داشتم به كلي موسيقي رو ادامه ندم.

اما مايوس نشدم و از اون به بعد كار رو جدي دنبال كردم و خيلي زود تر از اون چيزي كه فكرشو مي كردم نواختن گيتار رو به صورت حرفه اي فرا گرفتم و 2 سال بعد كيبورد رو هم شروع كردم تا امروز كه قطعات گيتار آلبوم محسن چاوشي رو اجرا كردم.اما آهنگسازي رو كه به نظر خودم بهترين شاخه ي موسيقيه از 2 سال پيش به صورت جدي شروع كردم.تا امروز كه براي ديگر خواننده ها هم آهنگ مي سازم و شعر ميگم.
از جمله محسن چاوشي (تراك آهاي خبر نداري) .حامد هاكان(چون آلبوم ايشون هنوز به بازار نيومده ترجيح ميدم نگم)و فرزاد باقري كه به زودي آلبومش به بازار مياد...
اما طي اين دو سال حدود 30 تا شعر گفتم و حدود 40 آهنگ كه هر كدوم براي من تك تك ارزش چند بار گوش كردن رو داره ساختم. اما آشنايي من با محسن چاوشي منو به سطح كاري بالايي رسوند و از اون به بعد قدرت آهنگهام بيشتر و بيشتر شد كه جاداره از محسن تشكر كنم.

آلبوم خودم حدودا 1 ماه ديگه به بازار مياد كه اسم اون در ابتدا رفيق نيمه راه (نفرين) بود اما به سال كبيسه تغيير نام داد.
در اين آلبو م محسن چاوشي به همراه رضا فواديان كه خيلي به من در ظبط كار كمك كردن تنظيم آهنگهارو به عهده گرفتن.
تمام آهنگها و شعر هاي اين آلبوم از كار هاي خودمه به جز تراك سال كبيسه كه آهنگساز اون محسن چاوشيه.

در مورد خوندن هم بايد بگم توي آلبوم محسن چاوشي هم در تراك آهاي خبر نداري و كلاف و رميكسهم به صورت ميهمان خوندم. از اينكه محسن چاوشي و حامد هاكان هم لطف كردن و در كنار من توي اين آلبوم با صداي گرمشون خوندن و خيلي خوشحالم و ازشون تشكر ميكنم.

همچنين از رضا فواديان كه كيبورد اين آلبوم رو زد و محمد رضا آتش افروزان كه در يكي از كار ها ويلن اجرا كرد كمال تشكر رو دارم .خودم هم در اين آلبوم قطعه هاي گيتار رو اجرا كردم. و در آخر چند بيت از شعر رفيق نيمه راه يا نفرين رو كه از شعراي خودمه براي بازديد كنندگان از سايتتون مينويسم

خدا كنه كه حسرت خوشي به قلبت بمونه يه بي وفا مثل خودت ريشه هاتو بخشكونه
يكي باشه كه هر نفس آتيش به جونت بزنه بهت خيانت بكنه زخم زبونت بزنه
الهي اون هر كي كه هست پا روي قلبت بزاره هرچي كه بامن مي كني يه روز به روزت بياره
همين قد هم كه خواستمت از سرتم زياديه فكر نكني تو قلب من يه لحظه از تو ياديه
خيال نكن به يادتم بدون كه مردي تو دلم خودت مي دوني جاي عشق نفرتو كاشتي تو دلم
آهاي رفيق نيمه راه هاي تو كه تنهايي ميري فقط يه نفرين مي كنم تو اوج غربت بميري


با تشكر فراوان... محسن يگانه
سال كبيسه ي بي شگون
    

                                                                            محسن            محسن

 

 

 

نوشته شده توسط ندا در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 ساعت 12:5 موضوع: | لینک ثابت



حامد هاکان

سلام.سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید

امروز خوشحالی من مضاعف شده یکی اینکه سال نو هستش ودیگری اینکه روز تولد عزیزترین فرد زندگیمه  اسماعیل جون تولدت مبارک  عزیزم انشاءالله ۱۲۰ ساله بشی روی ماهتو می بوسم

و اما مطلب امروز بیوگرافی حامد هاکان از زبان خودش. ترانه ای ازش نمی ذارم چون آلبوم جدیدش تو راهه

آلبوم جدیدش که اومد کامل واسه دانلود می ذارم فعلا بیوگرافی و عکس گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب تشریف ببرید

قابل توجه نینا جون و آقا سعید که در خواست کرده بودن

حامد هاكان هم اينگونه سخن ميگويد:
تیم فوتبال مورد علاقم در بین تیم های ملی تیمهای ایتالیا و فرانسه هست و در بین تیم های باشگاهی علاقه زیادی به رئال مادرید دارم. میتونم بگم پسری هستم فوق العاده احساسی کمی عصبی .. همیشه به دنبال یه دوست و شوخ طبع.. اما نمیدونم چرا همه بهم میگن خیلی اخمویی..
سلام به روی ماه همتون ...
حامد هاکان هستم. متولد 17 مرداد ماه 1362 در تهران (شهر ری).
در خانواده ای کاملا مذهبی به دنیا اومدم.
تحصیلاتم در رشته رایانه بوده و در زمینه شعر .. آهنگ سازی .. تنظیم و صدابرداری فعالیت دارم.
موسیقی رو از حدود 10 یا 12 سال پیش آغاز کردم و 5 سالی هست که به طور جدی به این امر پرداختم.
مشوق اصلی من در زمینه آهنگ سازی و خوانندگی داییِ خوب و عزیزم بوده که همیشه خودم رو مدیون راهنمایی ها و کمک های بی دریغش می دونم و دسِتشون رو می بوسم.
تا به امروز حدود 40 آهنگ و ترانه ساختم که تقریبا تمام اشعار کارهام هم از سروده های خودم بوده.
علاقه شدیدی به خوندن ترانه های همراه با خشونت دارم مثل کار قاتل حرفه ای که شعر و آهنگ این کار هم برای خودمه و تقریبا سه سال پیش این کار رو ساختم و خوندم.. اما امسال این آهنگ رو باز سازی کردم و به همراهی دوست خوبم محسن چاوشی در آلبومی که تا چند روز دیگه به دستتون می رسه باتفاق بازخونی کردیم و فکر می کنم با تنظیمی که رضا فوادیان روی این کار انجام داده کار بسیار عالی شده باشه.
آشنایی من و محسن چاوشی شاید به این دلیل صورت گرفت که هردوی ما تقریبا دارای یک حس مشترک هستیم و روزی که من به دیدن محسن رفتم و با ایشون در باره آلبوم قاتل حرفه ای صحبت کردم مورد استقبال گرم و صمیمانه آقای چاوشی قرار گرفتم و ایشون هم با شور و اشتیاق در ساخت این آلبوم من رو یاری کردند.

باید اینجا به این مورد هم اشاره بکنم که در آلبوم قاتل حرفه ای یکی از ساخته های محسن چاوشی هم قرار داره با نام شهدِ مصموم که صدای محسن چاوشی رو هم در این تراک خواهید شنید و ترانه سرای این کار هم خودم هستم.. با تنظیم زیبای رضا فوادیان که به زودی این کار رو هم خواهید شنید . من فکر میکنم به همراه محسن چاوشی و رضا فوادیان تونسته باشیم گروه خوبی رو تشکیل بدیم. هست. Dj در زمینه موسیقی .. علاقه زیادی به سازهای الکترونیک دارم و ساز تخصصی من هم البته در حال حاضر حرفه صدابرداری رو هم به صورت حرفه ای دنبال می کنم.
رنگهای مورد علاقم سیاه و قرمز هستند.
ورزش مورد علاقم کشتي کجه... (البته اگه بهم نمی خندید)...

علاقه زیادی به موسیقی تُرکی استانبولی دارم. در زمینه موزیک های ایرانی اون طرف آب هم.. همیشه پیگیر و دنبال کننده کارهای دوستان خوبم کامران و هومن عزیز هستم. از اونجاکه خیلی دوست دارم بیشتر نظر شما عزیزان رو در باره کارهام بدونم آدرس پست الکترونیکم رو براتون میگذارم تا بهتر و بیشتر از نظرات شما عزیزان استفاده بکنم.Hamed_hakan_z@yahoo.com 

در آخر هم تشکر می کنم از همه عزیزانی که به هر شکلی تا امروز به من کمک کردند در رسیدن به هدفی که همیشه به دنبال اون بوده و هستم..
قدر دانی میکنم از دوستان خوبم.. محسن چاوشی .. رضا فوادیان .. شهرام طهماسبی .. محسن یگانه.. احمد رنجبرز.. علی خاوری یگانه .. امیر عرب .. نادر جواهری .. امیر گوهریان وهمچنین قدر دانی میکنم از زحماتِ دوستان خوبم و شعرای بزرگوار آقایان حسین صفا و امیر ارجینی که بسیار استفاده کردم از راهنمایی های این عزیزان وتشکر می کنم ازکمکهای دوستانه دوست گرامیم سرکار خانم ترانه مکرم به خاطر همه خوبی هاشون . همچنین تشکر میکنم از دوست خوبم سیا عزیز و سایت همیشه جذاب سرچشمه.
همتون رو به خدای بزرگ می سپارم....
یاعلی.. خدا نگهدار دوستدارِ همه شما حامد هاکان
                                                            

                                                                  hamed

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ندا در چهارشنبه یکم فروردین 1386 ساعت 7:11 موضوع: | لینک ثابت



احسان خواجه امیری

سلام احسان خواجه امیری به در خواست حامد جون . خیلی قشنگ می خونه

پسر خواننده معروف ایرج خواجه اميري
متولد ۷ آبان ماه سال ۱۳۶۳ - تهران
دانشجوی مهندسی کامپیوتر

مصاحبه روزنامه جام جم با احسان خواجه‌امیری و دکتر یداللهی

سوال : چرا همه شعرهای این آلبوم را از دکتر یداللهی گرفته‌ای؟
خواجه‌امیری:
خب، اصلا دلیل شروع آلبوم دوم دکتر یداللهی بود. راستش اصلا قرار نبود این آلبوم به   شکل امروزی‌اش بیاید بیرون. من حدود 2 سال پیش با دکتر تماس گرفتم و از ایشان خواستم شعری در اختیارم بگذارند. ایشان هم شعر «منِ بی تو» را به من دادند و بعدش من را به آقای قاسم جعفری معرفی کردند. با واسطه آقای جعفری، به تیتراژهای تلویزیونی راه پیدا کردم و پخش آن تیتراژها باعث شد مسیر این آلبوم عوض شود.
سوال :
کلا چند تا کار مشترک داشته‌اید؟
یداللهی: به جز توی این آلبوم که 10 کار مشترک داریم، یکی ترانه تیتراژ افتتاحیه سریال «برای آخرین بار» بود که. . .
سوال : تا حالا سراغی از خودت گرفتی توی خلوت. . .؟
یداللهی: بله، همان ترانه. یک کار مشترک هم در سریال «لبه تاریکی» داشتیم و یک کار دیگرمان هم مربوط می‌شد به قضیه ملی شدن صنعت نفت.
سوال : کار مشترک دیگری در دست تهیه ندارید؟
خواجه‌امیری: چرا. تیتراژ سریال «پول کثیف» که به زودی پخش می‌شود و آن هم از ساخته‌های قاسم جعفری است، من و دکتر با هم کار کرده‌ایم.
سوال : این با هم کار کردن، به نظرم، یک سکه‌ی دو رویه است. یعنی یک طرفش هماهنگی بیشتر و بیشتر است و طرف دیگرش تکرار و تکرار. قبول ندارید؟
خواجه‌امیری: راستش من فکر می‌کنم اگر دو یا چند نفر به صورت پیوسته با هم کار کنند، بیشتر به سلیقه و طرز فکر هم آشنا می‌شوند و کارشان این‌طوری تقویت می‌شود. این آشنایی به نظر من یک اتفاق خوب و مثبت است.
یداللهی:  البته شرطش این است که این ارتباط بتواند خلاقانه ادامه پیدا کند و از نظر حرفه‌ای هم مشکلی پیش نیاید. یعنی طرفین باید همراهی و همفکری داشته باشند. در این صورت کار، راحت می‌شود ولی اگر این ارتباط منجر به ایجاد یک فضای یکنواخت بشود و به تکرار بیفتد، بهتر است همکاری قطع شود. متاسفانه چیزی که در موسیقی ما زیاد اتفاق افتاده، این بوده که موارد معدودی که تا مدتی خوب و موفق در کنار هم کار می‌کرده‌اند، ناگهان به دلایلی مانند مشکلات مالی یا مسایل دیگر از هم جدا شده‌اند.
سوال :
حالا از بین کارهای مشترکتان، کدامش را بیشتر می‌پسندید؟
خواجه‌امیری: هر چی آرزوی خوبه مال تو . . . همان تیتراژ سریال غریبانه.
یداللهی:  من علاوه بر این کاری که احسان گفت، ترانه «خسته‌ام از لبخند اجباری. . .» را از لحاظ مضمون خیلی دوست دارم. یک کار دیگر هم توی این آلبوم هست که همه اجزایش را دوست دارم واقعا:‌ «کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده‌ی شهره. . .»
سوال : کار همدیگر را ادیت هم می‌کنید یا نه؟
خواجه‌امیری:من چنین جسارتی نکرده‌ام و نمی‌کنم. راستش دکتر جزو معدود ترانه‌سرایانی است که نه تنها روی ترانه‌اش حساسیت دارد، بلکه روی ملودی و تنظیم هم وسواس به خرج می‌دهد. ما با هم راحت کار می‌کنیم. مثلا گاهی دکتر 3 بیت از کارش را به من می‌هد و می‌گوید تو شروع کن تا من بقیه‌اش را بگویم. گاهی هم پیش می‌آید که من ملودی کار را عوض می‌کنم و از دکتر می‌خواهم با توجه به ملودی جدیدم ترانه‌اش را عوض کند.
یداللهی: خلاصه این که، راحت کار می‌کنیم با هم. مثلا توی همان سریال «برای آخرین بار» وقتی من ترانه‌ام تمام شد، احسان ملودی‌اش را عوض کرد و تصمیم گرفت از ترجیع استفاده کند، بعد هم ملودی‌اش‌ را ساخت و من شنیدم تا این بیت را رویش گذاشتم که: «وقتی دوری، تنهایی نزدیکه/ قلبم بی‌تو می‌ترسه، تاریکه». یا مثلا در همین کار «پول کثیف» که به زودی پخش می‌شود، احسان ملودی را عوض کرد و من هم بر مبنای ملودی جدید، دیدم بهتر است دو سه بیت را کنار بگذارم و بر اساس آن ملودی، توی شعرم دست ببرم. به نظرم، وقتی بحث همفکری و همراهی است، دیگر جای مقاومت و این حرف‌ها نیست.
خواجه‌امیری: البته عکسش هم بوده. مثلا در همان ترانه «منِ بی‌تو»، من کارم تمام شده بود و اصلا کار را خوانده بودم که دکتر از من خواست یکی دو مصراع را عوض کنم و . . .
سوال : احسان! این که آدم، پدرش در یک رشته هنری، چهره موفقی باشد؛ شاید به این ختم بشود که همه موفقیت‌هایش را به حساب پدرش و ارتباطات او بگذارند. بعضی‌ها از داشتن چنین موقعیتی ناخشنودند. تو خوشحالی از این بابت یا ناراحت؟
خواجه‌امیری: خوشحالم. من همه وجودم از پدرم است. وقتی شروع کردم به کار حرفه‌ای، خیلی سنم کم بود. حتی فکر می‌کنم اگر کسانی مثل آقای دکتر پیشنهاد همکاری با من را قبول کردند، به خاطر سابقه هنری پدرم بود. یادم هست که در اولین برخوردم با دکتر هم وقتی حرف مسایل مالی شد، ایشان حرفشان را با این جمله شروع کردند که پدرت حق بزرگی به گردن موسیقی دارد و . . . من افتخار می‌کنم که اغلب اساتید موسیقی این سرزمین، پدرم را به عنوان خواننده‌ای می‌شناختند که صدایش شش دانگ و منحصر به فرد بوده است. بنان و شجریان و تاج اصفهانی و خیلی‌های دیگر درباره صدای پدرم صحبت کرده‌اند. من هم در حقیقت شاگرد او بوده‌ام و هر چه یاد گرفته‌ام از او یاد گرفته‌ام.
یداللهی:  البته این حرف‌ها درست است و آن احترام هم به جای خودش محفوظ است اما اصلا روش خواندن احسان فرق دارد. احسان، حنجره را به ارث برده و تحریر را هم پیش پدرش کار کرده ولی الآن دارد توی فضایی می‌خواند که فضای آوازی پدرش نیست و یک فضای مستقل است. شاید این سایه برای بعضی‌های دیگر سنگینی کند اما احسان خودش یک استانداردهایی توی ذهنش دارد و از نظر موسیقی اصلا بلاتکلیف نیست. بسیاری از خواننده‌ها و آهنگسازان دیگر را دیده‌ام که بلاتکلیفند و هر پیشنهادی را می‌پذیرند اما احسان اینطور نیست واقعا.
سوال :درباره کارهایت در زمینه آواز و موسیقی، با پدرت مشورت هم می‌کنی؟
خواجه‌امیری: صد در صد، و خدا را شکر، پدرم هم خیلی سبک خواندنم را دوست دارد. حالا نمی‌دانم این مربوط به ماجرای همان سوسکی است که از دیوار بالا می‌رفت و مادرش . . . ( صداها توی صدای خنده گم می‌شود.)
سوال : پدرت ایرادی را هم در کارهایت تذکر داده یا نه؟
خواجه‌امیری: ایرادی که همیشه به من تذکر می‌دهد این است که زیاد پاپ نخوانم. دوست دارد به سبک آواز ایرانی بخوانم بیشتر.
سوال : خب، تو چرا گوش نمی‌کنی؟
خواجه‌امیری: چون حس می‌کنم توی آن سبک، دیگر نمی‌توانم از مرزی که پدرم رفته، جلوتر بروم. او و بزرگترها، پرونده آن سبک را با کارهای خوبشان بسته و تکمیل کرده‌اند.
سوال : دکتر! شما فکر می‌کنید چرا ترانه‌هایمان دیگر بین مردم جا باز نمی‌کند، زمزمه نمی شود، نمی‌ماند؟
یداللهی:  ببینید، این یک سوال اساسی است. ما اصلا چهره نداریم. ستاره نداریم. این بی‌ستارگی فقط گریبان موسیقی را هم نگرفته. ما سالهاست که نه در شعر و نه در خوانندگی و نه در موسیقی، هیچ چهره شاخصی مانند آن چهره‌هایی که زمانی ظهور ‌کردند و جولان دادند، نداریم دیگر. کنسرت آنچنانی هم که نداریم. حمایت چندانی هم از جانب صدا و سیما وجود ندارد. دیگر فضایی نمی‌ماند برای عرضه شدن. حالا اینها را بگذارید در کنار این مساله که زندگی‌هایمان هم به شکلی درآمده که عمق روابط عاشقانه و احساسی‌مان کمتر شده و . . . البته نمی‌خواهم با این حرف‌ها بگویم که هنرمندان همگی بی‌تقصیرند. نه! آنها هم تقصیر دارند. به هر حال، هنر را هنرمند تولید می‌کند و هر تولیدکننده‌ای‌ باید پاسخگوی کیفیت تولیداتش هم باشد.
خواجه‌امیری:من فکر می‌کنم با توجه به سختی‌های زندگی امروز، موسیقی باید خیلی خاص و استثنایی باشد که اتفاقی برایش بیفتد و ماندگار شود. ضمن این که من معتقدم باید یک زمانی از عرضه اثر بگذرد تا بشود چنین قضاوتی درباره‌اش کرد که ماندگار هست یا نیست. البته بحث عرضه شدن کار هم که دکتر اشاره کردند، خیلی مهم است.
سوال : یعنی . . .
خواجه‌امیری: یعنی هیچ جایی برای معرفی کارها وجود ندارد. اگر بخواهم اهمیت رسانه‌ها را از این نظر برایتان بگویم، باید بگویم که شصت هفتاد درصد مردم، کارهای موسیقی را از تلویزیون می‌شنوند و تاثیر تلویزیون خودمان با هیچ رسانه دیگری قابل قیاس نیست اصلا. ده پانزده درصد مردم از طریق روزنامه‌ها و رسانه‌های نوشتاری با هنرمندان موسیقی و کارهایشان آشنا می‌شوند و بقیه‌اش هم دهن به دهن بین مردم می‌چرخد معمولا.
یداللهی: یعنی یک آلبوم موسیقی ممکن است بیاید بیرون و خوب هم باشد ولی تلویزیون خیلی بی‌تفاوت از کنارش بگذرد. موسیقی، خودش مستقلا هیچ جایی برای تبلیغ موثر ندارد. حتی در حد چیپس و پفک و . . . هم مجالی برای تبلیغ پیدا نمی‌کند و این، کار را سخت می‌کند.
سوال : پیشنهادتان چیست؟ باید چه کار کرد؟
یداللهی:  ببینید، مقدار زیادی از فضای رادیو و تلویزیون را موسیقی پر می‌کند. اما این سیاست موجود، یک جور یک بام و دو هواست. مساله این است که موسیقی تا شنیده نشود به یاد نمی‌ماند و اگر در لحظه‌های مختلف حضور نداشته باشد، خاطره‌ای هم نمی‌ماند طبیعتا. بحث خلاقیت هم. . .
خواجه‌امیری: اصلا در یک چارچوب معین مگر چقدر می‌شود خلاقیت کرد؟ اگر بگویند در یک فضای دو سه متری فوتبال بازی کنید، مگر می‌شود؟ وقتی توی یک شعر دقیقا بیت شاهکارش در ارشاد حذف می‌شود، خب شعر به هم می‌ریزد. کار خراب می‌شود.
یداللهی: به نظرم، مساله مهم‌تر این است که در مورد شعر، تصمیم‌گیری‌ها یکدست و مشخص نیست. سلیقه‌ای است. وقتی در یک شعر، تمام خط قرمزها و اصولی که باید رعایت می‌شده، رعایت شده ولی باز به چیزهای دیگر شعر به صورت سلیقه‌ای اشکال می‌گیرند، خب تمام ذوق آدم از بین می‌رود. معمولا هم دست گذاشته می‌شود روی نقطه عطف شعر. به خیلی از کلمات و عباراتی حساسیت نشان داده می‌شود که مصادیق تصویری‌اش را در همان فیلم یا سریال می‌توانید بارها و بارها ببینید اما همان مفهوم یا همان کلمات را در شعر، اشکال می‌گیرند.
خواجه‌امیری: این حرف من و دکتر البته شخصی نیست. ما خودمان، خودمان را بارها و بارها ادیت می‌کنیم و حتی بیشتر از خط قرمزهای معمول، برای خودمان خط قرمز قایلیم. بحث ما برای بقیه هنرمندان است. اگر هیچ نظارت و هیچ وزارت ارشادی هم در میان نبود، باز هم نه من هر شعری را می‌خواندم و نه دکتر هر شعری را می‌سرود. ولی می‌خواهم بگویم چنین فضایی، دست آدم را برای خلق کارهای ماندگار می‌بندد.
یداللهی: بله، این‌ها در واقع درد دل ما با مسوولان امر است، به عنوان هموطنانی که دغدغه‌هایشان از جنس دغدغه‌های فرهنگی خودمان است. ما خودمان عمیقا پایبند همان اصولی هستیم که مورد توجه این مسوولان است اما من تصور می‌کنم همیشه لزومی نیست که کسی بالای سر قشر هنری بایستد و مصلحت‌ها را به این قشر گوشزد کند. هنرمندان مملکت ما بیشترشان توی سالهای انقلاب و جنگ و محاصره اقتصادی در همین مملکت زندگی کرده‌اند و با استانداردهای جامعه آشنایی دارند. از آن طرف هم می‌بینیم خیلی از کارهایی که مجوز می‌گیرد و بیرون می‌آید، اصلا بی‌ارزش است و مشکل ‌دارد. هم مشکل ساختاری و فنی دارد، هم مشکل محتوایی. حرف من این است که این‌طوری ملاک ارزش‌گذاری معلوم نمی‌شود. من فقط دلم می‌خواهد مسئولان مربوطه، این نقص‌ها و مسایل و مشکلات را بدانند و برایش قرار و قانونی بگذارند. به هر حال، برای قانون‌گذاری باید همه جوانب را سنجید و آخرش هم، هر قانونی که وضع شود، همه باید تابع باشیم.
خواجه‌امیری:من به این مساله اعتقاد دارم که کار خوب، بالاخره خودش را معرفی می‌کند اما وقتی یک هنرمند یک کار را تولید می‌کند و آن کار 5 ماه منتظر می‌ماند تا مجوز بگیرد. . .
سوال :
5 ماه؟ واقعا این‌قدر طول می‌کشد؟
خواجه‌امیری: خب، مدت قانونی‌اش 3 ماه است. حالا اگر 2 تا ایراد و اشکال هم روی کار داشته باشند، دو ماه دیگر عقب می‌افتد: می‌شود 5 ماه. الآن کاست‌هایی هست که سه چهار سال است منتظر مجوز مانده‌اند و . . .
یداللهی:  و در همین شرایط، کسانی را می‌شنویم که می‌گویند از بس کاستمان در ارشاد مانده، می‌خواهیم کارمان را غیرمجاز بدهیم بیرون. یعنی از راه غیرمجاز، معروف می‌شوند و بعد، کار مجازشان را می‌دهند بیرون و با اسمشان می‌فروشند.
خواجه‌امیری: اصلا این قضیه دارد به شکل یک سیستم درمی‌آید. یعنی بعضی‌ها با این طرز فکر که اگر مارک غیرمجاز به کارشان بخورد، فروشش تضمین می‌شود؛ می‌آیند کارشان را بدون مجوز و غیر قانونی مثلا با واسطه سایت‌های اینترنتی پخش می‌کنند و وقتی که توی مردم جا باز کردند و شناخته شدند، آن‌وقت می‌آیند مجوز می‌گیرند روی همان کار یا یک کار دیگر. آنطور که من شنیده‌ام، حتی تهیه‌کنندگانی هم الآن هستند که کاستی که قیمتش در شرایط مجاز 10 میلیون است، در وضعیت غیرمجاز حول و حوش 600 هزار تومان می‌خرند و آن کار را غیر مجاز پخش می‌کنند و این چرخه معیوب را راه می‌اندازند.
یداللهی:  یک مشکل دیگر، مساله کپی رایت است. وقتی به کپی رایت قایل نباشیم، هر آلبومی که بیرون بیاید، بلافاصله رایت می‌شود و به جای قیمت 2500 تومان، با قیمت 800 تومان به فروش می‌رسد. این سیستم غیرمجازی هم که احسان اشاره کرد و تا حالا چند نمونه‌اش را داشته‌ایم، اگر جلویش گرفته نشود به زودی خودش یک شبکه می‌شود و . . .
خواجه‌امیری: این خطرات دارد موسیقی ما را واقعا تهدید می‌کند. شما نگاه کنید، الآن وضعیت به نحوی شده که در مملکت 70 میلیونی ما حتی 100 هزار تا را برای یک کار موسیقی، تیراژ زیادی می‌دانند. این در حالی است که 4 سال پیش، تیراژها روی یک میلیون بود. توی این شرایط، به سختی می‌شود کار درخوری تولید کرد. در چنین شرایطی فقط پولدارها می‌توانند کار کنند و راه بر بقیه بسته می‌شود. اگر این امکان، یعنی موسیقی، از جوانان گرفته شود؛ خیلی از این جوانان علاقه‌مند می‌روند انرژی‌شان را در مسیر دیگری که شاید مسیر درستی هم نباشد تخلیه می‌کنند. ضمن این که توی مسیر موسیقی هم دوباره عقب می‌افتیم، کما این که الآن از موسیقی ترک و عرب عقب افتاده‌ایم. به نظر من فقط کافی است یک فضایی به وجود بیاید که کارها به دست مخاطب برسد و مخاطب هم قدرت انتخاب داشته باشد. این باعث یک رقابت سالم خواهد شد.
یداللهی:  بله، همانطور که ما می‌توانیم سینمای خوب و قابل توجهی داشته باشیم حتما می‌توانیم موسیقی خوب و قابل توجهی هم داشته باشیم اما این، برنامه‌ریزی می‌خواهد و حمایت.
سوال :یعنی هنرمندان در ضعف کارهای امروزی کاملا بی‌تقصیرند؟
یداللهی: نه، به هیچ‌وجه. قبلا هم اشاره کردم که آنها بی‌تقصیر نیستند. هنرمند باید زمان و زبان جامعه‌اش را بشناسد. کلامی که مثلا 5 سال پیش جواب می‌داده الآن شاید دیگر جواب ندهد. من در زمینه کلام می گویم اما شما مطمئن باشید که در سایر زمینه‌ها هم همین طور است. خیلی‌ها می‌خواهند همان مسیری که موسیقی روز دنیا مطابق آن پیش رفته، در ایران به اجرا در بیاورند. من به آنها می‌گویم که لزوما نباید این اتفاق بیفتد. ما می‌توانیم مستقلا مسیر خودمان را پیدا کنیم و همان مسیر را برویم. شاید نیاز باشد که سرعت تحولات در جامعه هنری ما حتی از دنیا هم بیشتر باشد. ما به عنوان کسانی که در این زمینه کار کرده‌ایم، باید درست و دقیق حرکت کنیم. باید فضای موجود را درک کنیم و برای مخاطبان فعلی‌مان خوراک فکری مناسبی تدارک ببینیم، بدون این که ذره‌ای از عمق کارها کم کنیم. اما از آن طرف هم اگر قرار باشد شما کارتان را امروز تولید کنید ولی فروشش دو سال بعد شروع شود، آنوقت از نظر حرفه‌ای و اقتصادی جواب نخواهید گرفت.
سوال : خب، حالا با همه این مسایل و مشکلات باید چه کار کرد؟
یداللهی:  باید ادامه داد. یک زمانی ما اصلا موسیقی پاپ نداشتیم. اگر ترانه‌ای در مورد بلبل هم گفته می‌شود، تبدیل می‌شد به سرود (نه ترانه). ولی الآن به زحمت خیلی‌ها از جمله خشایار اعتمادی و حمایت‌های خوب علی معلم دامغانی، این موسیقی در این مملکت ایجاد شده و حالا موسیقی پاپ داریم. تا یک مدتی هم این موسیقی داشت خیلی خوب پیش می‌رفت. الآن هم اگر یک سری ضوابط و محدودیت‌های دست و پا گیر نباشد، موسیقی بهتری خواهیم داشت. ما این همه منفذ داریم: ماهواره، نوار غیرمجاز و . . . من می‌گویم وقتی همه این پنجره‌ها باز است، نباید فقط به بستن درها اکتفا کنیم. ما با این کارهایمان فقط داخلی‌ها را تضعیف می‌کنیم و گرنه مردم آن چیزی را که بخواهند گوش کنند، گوش می‌کنند حتی اگر اشتباه باشد. مگر ماهواره و نوارهای غیرمجاز در دسترس نیستند؟ آن‌وقت در همین شرایط، شما می‌بینید که تولیدات موسیقی صدا و سیما 90 درصدش اتلاف وقت و هزینه است و مردم هم آن را گوش نمی‌دهند. ما احتیاج به برنامه‌ریزی و قانون‌گرایی داریم. باید از برخوردهای سلیقه‌ای دور شویم. وقتی با ویدئو یک برخورد مدون و قانونی شد، نتیجه‌اش این شد که هم ویدئو آزاد شد، هم موسسه‌های تصویری و جامعه توانستند از مزایایش بهره ببرند. ما الآن با جولان دادن به موسیقی‌های پاپ و سنتی درجه سه و هنرمندان درجه سه، داریم زمینه تکرار مکررات را فراهم می‌کنیم و نتیجه‌ای هم که در داخل جامعه و بین مردم اتفاق می‌افتد، مشخص و معلوم است. باید ادامه داد، اما سنجیده و فکر شده و قانونمند.

                                                     ۱- برای آخرین بار

                                                     ۲- خیال تو

                                                     ۳- لبخند اجباری

                                                     ۴- وقتی که نباشی

                                                     ۵- غریبانه

                                                     ۶- حس غریبی

                                                     ۷- زمونه

                                                     ۸- میکس

                                                              احسان

 

 

نوشته شده توسط ندا در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 1:23 موضوع: | لینک ثابت



رضا صادقی

 سلام  دیگه واقعا نمی دونم باید از کی بنویسم بچه ها کمکم کنید .در خواست کنید بگید از کی بنویسم. اگه این کارو بکنید واقعا لطف کردید.  از اسماعیل جون ممنونم بابت همفکری که با من کرد و گفت که در مورد رضا صادقی بنویسم

رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس)  . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر سيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود.


در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد. علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت.
البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث  - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست.
در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت .
او سير نسبتا سعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد.
سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است
آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها  را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند.

حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي از نوع مشكي پوش براي دنيا زيبا كه مشكي هم در آن زيبايي جاي خاصي دارد رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد.
گرچه نتوانسته تا كنون به طور گسترده به ارائه كارهاي خود بپردازد اما روزي همه دنيا صداي مشكي پوش را خواهند شنيدو همه خواهند دانست كه:


مشكي پوش مثل سنگه             با غصه هاش مي جنگه
در پايان بازم مي گيم ما به هر حال مي پريم بي چشم و دل بي پرو بال 
                                                   ما به مشکي دل خوشيم دو رنگي هارو بي خيال 

آلبوم آخرشم به نام وایسا دنیا که دیگه نگو و نپرس حسابی گل کرده. باید تبریک گفت به این مشکی پوش خوش صدا.

  تا آپ بعدی خدا نگهدار

                                                     ترانه ها    

                                                   ۱- وایسا دنیا

                                                   ۲- ممنونم

                                                   ۳- چاره ای ندارم

                                                   ۴- دیگه نمی تونم

                                                   ۵- فردا با ماست

                                                   ۶- بغض چشمات

                                                   ۷- قدرمو می دونی یه روز

                                                                        رضا       

                                                                                           رضا

                                    

 

 

نوشته شده توسط ندا در سه شنبه یکم اسفند 1385 ساعت 13:52 موضوع: | لینک ثابت



علی اصحابی

سلام بهترین کلمه برای طی کردن مسیر آبی دوستیهاست

                                                            پس به وسعت این کرانه بی انتها سلام

                                  والنتین مبارک  

۱-نام و نام خانوادگی: علی اصحابی

۲-تاریخ تولد: دی ماه سال ۱۳۶۰

۳-محل تولد: دامغان

۴-محل سکونت: تهران جنت آباد

۵-وضعیت تاهل: نیمه متاهل (نامزد)

۶-مدرک تحصیلی: دانشجوی رشته موسیقی

۷-تعداد خواهر وبرادر: ۳ خواهر ۳ برادر (هادی اصحابی برادر اوست)

۸-خواننده مورد علاقه: فریدون اسرایی

۹-تیم فوتبال مورد علاقه: تیم ملی ایران

۱۰-فعالیتهای ورزشی: تنیس و کاراته

۱۱-آهنگ مورد علاقه: آهنگهای لایت

۱۲-پیشنهاد برای همکاری ازطرف خوانندگان: محسن چاوشی و حامد هاکان

۱۳-شروع کار موسیقی: سال ۷۹ زیر نظر استاد صادقیانی سال ۸۱ به مدت ۱ سال زیر نظر استاد حمید پناهی

۱۴-اشعار البوم جدید از: خانم نسیم قصیوند - احسان غیبی - ناصر و داریوش شهریاری

                                                 آلبوم کامل

                                                  ۱- اگه عشق منی

                                                  ۲- لاف عاشقی

                                                  ۳-گل شکسته

                                                  ۴-چشمهای بارونی

                                                  ۵-می دونم  

                                                  ۶-آدم کوکی 

                                                  ۷-دل من

                                                  ۸-آرزوهام 

                                                  ۹-صدای نفرتی

      

                                                              علی   

            علی              

 

 

نوشته شده توسط ندا در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 1:29 موضوع: | لینک ثابت



شادمهر عقیلی

  سلام عزیزان امروز بیوگرافی و شرح حالی از شادمهر عقیلی رو به در خواست نینا جون براتون اماده کردم.نینا جون امیدوارم خوشت بیاد یعنی امیدوارم همه خوششون بیاد

بچه خیابان هاشمی تهران ،اصلیت طالقانی ،فرزند آخر خانواده ، پدر و برادرش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر تکذیب شد.

در شرایط سخت مالی بزرگ شد ،گیتار زدن را از حرکت انگشتان گیتاریستها یاد گرفت ( الگوی گیتار: اردشیر فرح ) ،فوق لیسانس از هنرستان موسیقی ،خواننده ی محبوب: ریکی مارتین.

تا 24 سالگی به خواننده شدن فکر نمی کرد ،بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی ،اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی می پرداخت ،برای تماشای کلیپهای خارجی لحظه شماری می کرد.

رفت و آمد مدام با صدا و سیما برای کار کردن در تلویزیون در سالهای 72 و 73.

اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیر زمین های کرج خواند.

متنفر از تجملات ،ویولون را خودش یاد گرفت ،استاد سوت زدن ، حتی در استودیو. عاشق بازی بهروز وثوقی.

به افراد مختلف القاب مختلف می داد ،هرگز حتی سیگار هم نکشید ،همان گونه که دیدید شادمهر در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود!

رفاقت با جوانان سالم را دوست دارد ،با قرض ارگ خرید ،کم غذا و تحت تاثیر محبت های مادرش ،با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید از هیچ غذایی بدش نمی آید.

مردم برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف می کشیدند که حتی به بعضی ها هم کاست نمیرسید چون بعضی از مردم چند تا چند تا این آلبوم رو خریداری می کردند.

خودش را مدیون هیچ کس نمی داند جز مادرش و محبتهای تقی برادرش ،مادرش را می پرستد و روزی 1 یا 2 بار با مادرش تلفنی صحبت میکند.

همیشه پشتیبان امضای قرار داد با شرکت پیام سحر بود.

عاشق اتومبیل ( بی ام و ) .

بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است ،شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ).

حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش ، دست به جیب برای دوستان تراز اول ،کم حرف ،در تهران پاتوق همیشگی نداشته ،اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر.

عمل زیبایی بینیش شایعه بود و خود شادمهر آن را تکذیب می کند ،اگر هر روز گیتار تمرین نکند پکر می شود.

( ناز انگشتا ) از آلبوم خشایار اعتمادی و ( غزلک ) از آلبوم سعید شهروز اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است.

زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند ،روزی دویست هزار تومان درآمد بابت آموزش نوازندگی گیتار و ویولن در تهران.

هرگز حاظر نشد در آلبوم هیچ خواننده ای هم صدایی کند.

اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379.

یک پوستر با سرمایه ی شخصی خودش به بازار فرستاد.

چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد.

عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست.

بابت بازی در پرپرواز 10 میلیون تومان گرفت ،ناراضی از گریمش در فیلم شب برهنه.

در شرایطی به کانادا رفت که مسئولین کشور قصد داشتند او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند.

ماهی یک بار به شمال میرفت ،آرزوی برگزاری کنسرت را در استودیوم آزادی را داشت اما باز هم مسئولین ارشاد...

اهل شب نشینی و روزنامه خواندن نیست.

استاد کوک کردن سنتور.

بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی رو به رو شد.

عاشق ماشین عوض کردن و علاقه مند به موسیقی ترکی.

برای راه اندازی فروشگاه به پیشنهاد دوستش جواب منفی داد ،نه ازدواج کرده و نه تا به حال به خواستگاری رفته.

آلبوم آدم و حوا را خیلی دوست دارد و این آلبوم در ایران هنوز توقیف است.

با چند خانواده در تورنتو دوست است ،گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا.

آموزش خصوصی گیتار و ویولون در تورنتو محبوب ترین چهره ی پاپ ایران در خارج از کشور.

فقط در یک سرشماری کوچک شادمهر 20 میلیون هوادار داشته.

طرح کلیپهایش را خودش میداد ،خیالی نیست را بدون دستمزد خواند ولی برای آدم فروش دستمزد خوبی گرفت.

یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و مستاجر است ( البته فعلا ).

وبلاگها یا وب سایتهای تقلبی درباره خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و می گوید هیچ سایت یا وبلاگی را خودش اداره نمی کند و اینها همه طرفدارانش هستند.

بستن قرار داد با دو خواننده زن لوس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند.

قبل از عید 83 دست راستش در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پرجمعیت ایرانی شکست.

چند روز پیش تلفنی با بهروز صفاریان صحبت میکند و با او اشتی می کند.

اینم چند تا عکس و۵تا از ترانه های خوشگلش برای اونایی که این ترانه ها رو ندارن البته فکر میکنم همه

داشته باشن.ادامه مطلب یادتون نره بقیه عکس ها اونجاست 

۱- بیا اینجا

۲- پاپ کرن

۳- محال     

۴- اغوش   

۵-ماندگار   

شادمهر

 

 

 

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ندا در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 13:4 موضوع: | لینک ثابت



مهدی مقدم

سلامسلامی که از دل سنگ صبور بر می خیزد و دل نرگسی همچون تو را می گشاید

۱- نام ونام خانوادگی: مهدی مقدم

۲- تاریخ تولد: ۳ /۸ / ؟

۳- سن: ۲۵ سال

۴- محل تولد: تهران- شهرک یاس فرهنگیان

۵- محل سکونت: اقدسیه تهران

۶- رنگ چشم: قهوه ای

۷- رنگ مو: مشکی

۸- قد: ۱۸۰ سانتیمتر

۹- رنگ مورد علاقه: مشکی

۱۰- ماشین مورد علاقه: ماشین آمریکایی

۱۱- وضعیت تاهل: مجرد

۱۲- تحصیلات: دیپلم گرافیک

۱۳- فعالیت های هنری: آشنا با نقاشی و کارهای دستی

۱۴- فرزند چندم: آخرین فرزند خانواده

۱۵- نام البوم ها: خونسرد - تسونامی

سه تا از ترانه هاشو براتون گذاشتم برای دیدن بقیه عکسها هم به ادامه مطلب برید. خوش باشید و خدا نگهدار

خیلی بد شد:::میمیرم برات::: اشتباه

مهدی

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ندا در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 7:40 موضوع: | لینک ثابت



فرزاد فرزین

آقایون خانوما سلام امروز بیوگرافی فرزاد فرزین رو براتون آماده کردم امید وارم که خوشتون بیاد

۱-نام و نام خانوادگی: فرزاد فرزین

۲-تاریخ تولد:۳ تیر سال ۱۳۶۰

۳-شغل پدر:مشاور وزیر راه وترابری و اکنون باز نشسته

۴-شغل مادر:رییس ثبت احوال منطقه ۱ تهران و اکنون باز نشسته

۵-تعداد خواهر و برادر:دارای ۳ خواهر می باشد 

۶-مدرک تحصیلی:دیپلم ریاضی فیزیک و دانشجوی سال آخر رشته مدیریت صنعتی

۷-وضعیت تاهل:فعلا مجرد ولی انگار در شرف ازدواج هستش( قابل توجه بعضی از دختر خانوما)

۸-محل سکونت فعلی:سعادت آباد تهران

۹-سابقه بازیگری:در فیلم دنیای محبوب ساخته ارسلان میر حسینی وفیلم پسران آجری ساخته مجید قاری زاده نقش آفرینی کرده

۱۰-شروع کار موسیقی:در سال ۱۳۷۸ کار موسیقی رو به صورت رسمی آغاز کرد

۱۱-نام آلبوم ها:شراره - تعقیب - شوک

۱۲-ساز تخصصی:کیبورد

۱۳-محل برگزاری اولین کنسرت رسمی:کیش

۱۴-اتومبیل فعلی:۲۰۶ دودی رنگ

۱۵-تیم فوتبال داخلی مورد علاقه او:پرسپولیس 

اینم چند تا عکس و ترانه از فرزاد عزیز. برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بریددوستان عزیز با عرض معذرت ترانه فریاد یک مقدار حجمش بالاست ولی هم جدیده هم قشنگه. موفق باشید وخدا نگهدار   شراره::: یادته با همکاری بابک::: فریاد

 farzad

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ندا در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 2:14 موضوع: | لینک ثابت